229966_4gFUL55Pدکتر آنه‌محمد دوگونچی

 

سیاست هنرممانعت برای

مردم است,تادراموری که
مربوط به آنهاست,دخالت
نکنند.
پل والری

 

مقدمه:
انسان موجودی اجتماعی ست وگریزی اززیست جمعی ندارد.از
آنجایی که هرانسانی تمایلات و
انگیزه ها ورویکرد خاص خودرا
دارد,جمع کردن طبایع مختلف زیر
یک سقف کاری ست به غایت دشوار.اینجاست که یک سری قراردادهای اجتماعی که ناظربرمشترکات باشد,ضروری ست.این قرارداد به معنای نفی
افتراقات نیست,ولی برای پیش بردن امورجمعی,ضمن اعتراف واحترام به عقایدمتفاوت,بایدتوافق کنند برای مشترکات ریل گذاری ,وتعهدنمایند که روی این ریل,هم وغم خودرابکارگیرند.کارکردن روی این ریل الزاماتی دارد,نقشه راه بایدمشخص باشد,قطارمنسجم وبسامان باشد,رهبری قطارولوکوموتیوران,ورزیده ودنیادیده باشد,موانع وخطرات وپرتگاه هارابشناسد.هرشهرمجموعه ای ازمسایل,مشکلات,توقع ها,ظرفیت هاواستعدادهاست.ضمناهرشهری یک سری معروفیت ها,افتخارات,ونوستالژی های خاص خودرادارد.کسانی که به عنوان متولی وشورای شهرانتخاب میشوند به مجموعه این نکات بایداشراف داشته باشند.درانتخاب اعضای شورای شهرمعمولا به تعهد,
تخصص,وشهرت تکیه میشود.تکیه به هرکدام ازاین مقوله ها,به تنهایی خطربزرگی ست.یکی ازاین خطرات,تنها به شهرت تکیه کردن است,این خطربزرگی ست.دیدیم درشه های بزرگ بعضی افرادمشهورراانتخاب کردند,که غیرازشهرت هیچی نداشتند,بویی ازظرافت های جامعه شناختی نداشتندومضحکه مطبوعات ورسانه هابودند,واعتبارگذشته خودرانیزمخدوش کردند.شهرت طلبان هم بهتراست جایی دیگربروندوجایی دیگرکشک شان رایسابند.متأسفانه,درسالیان گذشته ودرانتخابات های مختلف,آن چنان ازعشق به خدمت,ازاحساس تکلیف های جان گداز,شیفتگی به مردم گفتندوگفتندوخلافش عمل کردند,امروزه وقتی این خزعبلات رامیشنویم,حالمان بهم میخورد.مانبایددنبال ایده آل وسوپرمن باشیم که یک شبه شق القمرکند,که این سرابی بیش نیست.به عقیده بنده کسب که تخصص درحدلزوم دارد,حسن شهرت متوسطی دارد,وآشنا به مصایب شهری ست,کفایت میکند.همین چندنکته مسایل کوچکی نیستند,رسیدن به این درجه ازاعتباربه سادگی ممکن نیست.ولی اگراین صفات رادرکسی دیدیم بایدبه اوبهاء بدهیم وکمکش کنیم.دررابطه باشهروشورای شهرمطلب زیاداست وفرصت موسعی می طلبد,ولی عجالتا به چندنکته اشاره میکنم.درتمام مسایلی که درپی میاید,وجودپزشک درترکیب شورای شهرضروری وحیاتی ست.

الف:مصایب شهری:برای درمان یک بیماری ابتدابایدبیماری راشثاخت,تاآسیب شناسی نباشددرمان مقدورنیست.به پاره ای ازاین مسایل اشاره میکنم:
۱_مسأله هویت:هرشهری براساس پاره ای نکات تاریخی,هنری,علمی,سازه ای شناخته میشود.امروزرشت رابه چه هویتی میتوان شناخت؟به رودخانه های آلوده ومتعفن ش؟به خیابان های باریک وتلنبارازترافیک باابعاد۴۰سال پیش?آب گرفتگی معابربااندکبارندگی_که البته انصافااخیرابهبودیافته_خدای نکرده سیاه نمایی نمی خواهم بکنم,ولی این هاواقعیت هایی هستندکه هرروزه شهروندان,باآن درگیرند.البته پاره ای نکات مثبت هست:ساختمان قدیم اداره پست,پیاده روی جدیدمیدان شهرداری,سبزه میدان نسبتا قابل قبول, ودیگر……… .
اگردوستان چیزی به نظرشان میرسدمرایاری دهند.آیا این بضاعت برای شعری چون رشت کافی ست؟میتوان به پارک محتشم مخروبه افتخارکرد؟کاشت سبزه وگل که کمک سازمان ملل نیازندارد!من خوددراین شهرزندگی میکنم وبه آن تعلق خاطردارم,ولی آنچه که موجود,مایه افتخارنیست.دراین شهردرحوزه علوم پزشکی اطباء وداروسازان نامداری,همچون دکتربهزاد,دکترتایب,دکترنصرالله مقتدرمژدهی استادیگانه بیمای های عفونی وازقله های دانشگاه تهران,که همگی آن بزرگواران مایه
افتخارند,بایدپزشکی درشورای شهرباشدکه درهویت بخشی به این شهربااین سرمایه های گران سنگ,برنامه جامعی ارایه دهد,که آن یزرگواران ازمحاق فراموشی بدرآیندووجودشان درزندگی روزمره شهروندان احساس شود.
۲_ترافیک:دردبیدرمان,البته ترافیک زاده زندگی شهری ست,ازآسمان که نیامده,ولی بقول شادروان دکترقریب عقل هم چیز
خوبی ست!آیاهمه مسایل لاینحل,وقفل است؟تدبیرکجاست؟پل هوایی,روگذرزیرگذر,مترو,اصلاح هندسی,انتقال مراکزتجاری به حاشیه ها,و….یعنی هیچ راهی وجودندارد؟من بیش ازسی سال دراین شهرزیسته ام,خفقان ترافیک بیسترشده,کمترنشده.هیچ توازنی بین افزایش جمعیت وتوسعه راههاوخیابان هاباشد؟بازهم مشغول این بدیهیات باشیم؟
۳_,پارازیت :این نکته مهم وحیاتی ست,لاپوشانی هم ازاهمیت مسأله کم نمیکند,ازبهم خوردن تصاویرتلویزیونی وسردردهای مزمن وهرروزه شهروندان,وجودش اظهرمن الشمس است.من به عنوان یک پزشک هشدارمیدهم این خطری فرانسلی ست.سردردهایی دربین شهروندان وجوددارد,وخودم هم دارم,که باهیچیک ازمعیارهای علمی وطبقه بندی بیماریها,مطابقت ندارد.احتمالامحیط فیزیکی اطراف ماآلوده است.شورای شهربایدبه این مسأله باشجاعت واحساس مسؤلیت ورود کند,چون گویامصیبتی فرانسلی درحال شکل گرفتن است,مثل کبک هم نمیشود سرمان رازیربرف پنهان کنیم,هرجابرویم قربانی خواهیم شد.دراین زمینه کسی یا کسانی درشورای شهربایدباشند که به مسایل پزشکی اشراف داشته باشند.وجودپزشک نه فقط برای پی گیری این امر,بلکه برای پی گیری مسایل عدیده بهداشتی ودرمانی ضروری ست.

۴_آلودگی رودخانه ها:رشت درخاورمیانه تنها شهری ست که دورودخانه دارد,این فرصتی بی نظیراست.اما,ماچگونه این فرصت رابه شکنجه تبدیل کرده ایم!ساکنین رشت رادرمنگنه بوی متعفن آلودگی این رودخانه هاقرارداده ایم.درمبارزه باآلودگی رودخانه ها,قوانین ومقررات وجرایم سنگین ضروری ست.با من بمیرم ,توبمیری مسأله حل نمیش
د.مطب من درست درحاشیه رودخانه زرجوب قراردارد,بعضی جاهادیوارسیمی کشیده شده,اما برخی شهروندان باعملیات قهرمانانه,وبا اراده ای پولادین هرطورشده ازبالای دوسه متردیوارسیمی حایل,آشغال هاراروانه رودخانه میکنند.وقتی این صحنه هارامی بینم بسیارمتأثرمیشوم.اینجادیگربی قانونی,باقدرت وصلابت وبی ملاحظه ,منکوب شود.کی میخواهیم متمدن شویم,نمیدانم.گاه ماشین های لوکس وگران قیمت رادرخیابان میبینیم که پوست تخمه وآجیل وموزبه بیرون پرتاب میشود.این,دهن کجی به انسان ایرانی ونشانی ست ازنوکیسگی,
بی ریشه.پزشک شورای شهرآلودگی رودخانه ها رابایددراولویت قراردهد.

۵_منزلت شهروندان:
پاره ای اوقات مراسم هاومناسبت هایی پیش میایدکه نیازبه راه پیمایی هست,سلمنا,خب حرفی نیست,هویت هرجامعه ای به این
مناسک وحرکت های جمعی ست,اماهیچ عنایتی به نیازهاوبرنامه های روزمره شهروندان نمیشود.مثلا بدون هیچ اطلاع قبلی تمام ورودی های مرکز شهررامی بندند,راه پیمایی ساعت ده صبح است,ازساعت هفت یاهشت راه هابسته میشود,چه اشکالی داردیک ساعت قبل ازراه
پیمایی بسته شود,یاروزقبل اطلاع
رسانی کافی صورت گیرد.مردم هزارویک گرفتاری دارند,این درست نیست بدون اطلاع قبلی ازچندین ساعت قبل ازمراسم,راه مردم سد
شود.
نگاهی به گذشته:
متأسفانه درگذشته شورای شهررشت کارنامه درخشانی نداشته
,پاره ای مسایل هم پیش آمده بودکه باعث تأسف وسرافکندگی ست.اما نگاه مان بایدبه آینده باشد.جمعی ازشهروندان دلسوز,بانیت سالم,تخصصی متوسط وتجربه ای متوسط بایدواردصحنه شوند,وباسعه صدر وتحمل وشکیبایی بالا,امورشهرراپیش ببرند.دراین گروه وجودپزشک نقش حیاتی دارد
پزشکانی که درعرصه های اجتماعی
فعال بوده اند,سرمایه بزرگی هستند.البته به یک نکته ظریف بایددقت کرد:کسانی که سروصدای زیادی دارند,صدایشان
بلنداست وجاه طلبی شان شناخته
شده,عناصرمفیدی نیستند.توجه به خصوصیات اخلاقی نامزدهای شورای شهراعم ازهررشته ای,بسیارضروری وحیاتی ست.ازکسانی که به سوء اخلاق
شهره اندبایددوری جست.سوء
اخلاق چیزی نیست که پنهان بماند.
ازافرادلمپن مآب,که اخلاق کارجمعی رارعایت نمی کنند,حذرکرد.این گونه افرادجهشی
وتکانشی وانفجاری عمل میکنندوکل کارجمعی رابهم می ریزند.ممکن است دربعضی زمینه هاقابلیت هایی داشته باشند,ولی چون اخلاق ندارند,آن قابلیت هاهم قربانی کج رفتاری شان میشود.
نتیجه گیری:

شورای شهراگردرست شناخته شده ودرست بکارگرفته شود,محوری ترین راه وصول به زندگی جمعی
سعادتمندانه است.چون امروزه,زندگی جمعی ومدیریت جمعی ست که سعدونحس جوامع رارقم میزند.درمدیریت جمعی یک شهروجودپزشک ازضروریات است
چون تمام مسایل ومصایب شهری,به نوعی آسیب شناسی گره
میخورد,چه کسب بهترازپزشک ,به
آسیب وآسیب شناسی آشناست؟
آرزو میکنم شهروندان ضمن انتخاب عناصرمعتدل,منصف ودرد
آشنا,به جایگاه پزشک درشورای شهر,عنایت داشته باشند.درصورت لزوم ازاینجانب یاپزشکان پیش کسوت دیگراستعلام نمایند.به امید
یک زندگی جمعی وشهربه سامان.
با احترام:دکترآنه محمددوگونچی.

درشهرهای بزرگ

کسی که