انجمن‌های پزشکان عمومی ایران: اشتباهات گذشته را تکرار نکنید!

منتشرشده توسط rashtgps در تاریخ

03 سایت انجمن پزشکان عمومی رشت: انجمن‌های پزشکان عمومی ایران یک بار دیگر تاکید کردند که برقراری نظام سطح‌بندی و ارجاع، بستر و زیربنایی مطمئن برای ارتقای سلامت مردم است.

در قطع‌نامه‌ی پایانی نشست شورای هماهنگی انجمن‌های پزشکان عمومی ایران که جمعه ۱۹ اردیبهشت در کرج برگزار شد، انجمن‌های حاضر همچنین به مسوولان وزارت بهداشت هشدار دادند که با پرهیز از «اشتباه سنگین گذشتگان در نادیده گرفتن طب عمومی»، در تدوین بسته‌های تحول نظام سلامت بر تقویت این جایگاه تجدید نظر کنند.

متن قطع‌نامه‌ی شورای هماهنگی انجمن‌های پزشکان عمومی ایران به‌شرح زیر است:

بی‌شک شرایط امروز در سایه‌ی توجه ویژه‌ی مسئولان و دولت‌مردان به مقوله‌ی سلامت، با ابلاغ سیاست‌های کلی سلامت از سوی مقام معظم رهبری و ارتقای قابل توجه اعتبارات اختصاص یافته به این بخش فرصتی بی‌بدیل برای اصلاح بنیادین نظام سلامت کشور فراهم آورده است؛ که تحقق آن مستلزم تعامل ویژه‌ی تمامی دستگاه‏های موثر در این حوزه و هم‌گرایی و هم‌سویی یکایک جامعه‏‌ی شریف پزشکی کشور و هوشمندی نهادهای ذی‌ربط است. در این راستا انجمن پزشکان عمومی ایران کماکان آمادگی خود را برای ارائه  نظرات کارشناسی و شرکت در تمامی مراحل تصمیم‌سازی و جامعیت‏‌بخشی به این حرکت ملی اعلام می‌دارد.
از سوی دیگر در این برهه‏‌ی حساس، انجمن پزشکان عمومی ایران به منظور کسب آمادگی بیشتر برای شرکت در این امر مهم نیازمند پشتیبانی، همراهی و مشارکت پزشکان عمومی سراسر کشور در فعالیت‌های انجمن است و آن را مصرانه انتظار می‌‏کشد.
انجمن پزشکان عمومی همچون گذشته اعتقاد دارد که برقراری نظام سطح‌بندی و ارجاع، بستر و زیربنایی مطمئن برای ارتقای سلامت مردم است؛ نظامی که بازآفرینی هویت طب پایه یکی از الزامات اولیه‏‌ی آن به‏‌شمار می‏‌رود. این انجمن با شناخت و تکیه بر ظرفیت‌های درونی خویش آماده‌ است تا برنامه‌ی «سطح بندی در عرضه‏‌ی خدمات سلامت» را آن‌گونه که متضمن رعایت اقتضائات بومی هر منطقه و حفظ منافع مردم و تمامی ‏سطوح عرضه کننده‌‏ی ‏خدمات سلامت باشد و شرایط لازم را برای جلب مشارکت همه‏‌ی نهادها فراهم سازد، ارائه و سهم خود را برای خدمت به نظام و مردم وعزیز ادا نماید.
امیدواریم مسئولان محترم به دلیل دید جامع‏‌نگر خود، اشتباه سنگین گذشتگان در نادیده گرفتن طب عمومی را تکرار نکرده و در تدوین بسته‌های تحول نظام سلامت بر تقویت این جایگاه تجدید نظر کنند.
در مورد اجرای برنامه‌‏‏ی پزشک خانواده در دو استان فارس و مازندران فارغ از نتایج مثبت و منفی و نظرات متفاوت در ارزیابی این برنامه، انصاف و عدالت ایجاب می‏‌کند تا مسئولین محترم ضمن توجه ویژه به مشکلات تمامی همکاران حاضر در این برنامه، اختیار لازم برای ورود پزشکان عمومی به این برنامه را فارغ از هرگونه الزام و اجبار تامین کنند و با انعقاد مجدد قراردادهای بیمه‌ی پایه با پیش‌کسوتان و پزشکان وارد نشده به این برنامه، شرایط را برای عرضه‏‌ی خدمات سلامت به بیماران مراجعه‏‌کننده‌ی به ایشان فراهم سازند. به یاد آوریم که رابطه‌‏ی این پزشکان با بیماران، حاصل سال‏‌ها عرضه‏‌ی خدمت مشفقانه بوده و این اعتماد متقابل نباید به راحتی نادیده گرفته شود؛ از این‏‌رو این انجمن در حمایت از این دسته همکاران و بیماران‌شان مصرانه خواستار حذف این محدودیت از جانب سازمان‌های بیمه‌گر است.

شورای هماهنگی انجمن‌های پزشکان عمومی ایران

نشست کرج ـ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳


7 دیدگاه

دکتر امین الله روزدار · می 27, 2014 در 5:35 ب.ظ

با سلام و تشکر:در راستای روش دمکراتیک انجمن پزشکان عمومی ایران شاهدانتشار قطعنامه کرج هستیم که اینجانب برای نخستین بار از سایت خوب شما شاهد ان هستم لذا بر سر نکات محتوایی آن لازم بود نقدی گذرا به استحضار همکاران محترم رسانده شود.این بیانیه شامل یک هشدار و دو موضوع تحلیلی بود که به اختصار شرح داده خواهد شد.موضوع اول اینکه انجمن خواهان همکاری برای برقراری نظام سطح بندی و ارجاع شده که چنین خواسته ای بحق ولی بسترمناسبی را طلب میکند که بدلیل فراهم نشدن این بستر چنین خواسته ی مهمی به تعویق یا فراموشی سپرده میشود این بسترمهم تغییر راهبرد نظام سلامت از” بیمار محوری بیو مدیکال” آنگونه که اکنون هست به” سلامت محوری پابلیک هلث”میباشد که بدون تصحیح آن سطح بندی خدمات معنایی ندارد.دومین موضوع نادیده گرفتن طب عمومی و باز آفرینی هویت طب پایه بوده که قطعنامه در همین راستا به مسیولین هشدار داده و آنها را از اشتباهان گذشته برحذر داشته و به تعبیری ترمز اضطرار را برای متوقف کردن چنین اشتباهاتی برای قطار سلامت کشیده تا شاید هویت پایمال شده طب عمومی بیش از این لگد مال نشود.دوستان نویسنده قطعنامه فراموش کرده اند که قطار نظام سلامت ما نزدیک به دو دهه هست که ریل خود را بر مناسبات” طرح خصوصی سازی اقتصادی” به سمتی برده که” بازار آزاد سلامت” را شکل دهدو فروریزی جایگاه طب عمومی ساختاری و به دلیل اجرای طرح خصوصی سازی در نظام سلامت ایجاد گردیده و معلول سوء تفاهم و اشتباهات تاکتیکی نیست که اکنون با هشدار ها و کشیدن ترمز اضطرار بشود انرا اعاده کردزیرا اکنون نیز در بر روی همان لولا حرکت میکند ویا به عبارتی اساسا قطارسلامت ما درمسیر ریل خود ایستگاهی به عنوان” هویت طب عمومی” ندارد که ملزم به توقف در ان باشد گریسکاری این لولا گر چه حرکت را بر روی این پاشنه نرم تر و راحت تر میکند ولی به دلایل شرایط رکود تورمی و پایین بودن( جی دی پی) چرخش آن بر پاشنه خود با چالش های چندی روبرو خواهد شد.عمده ترین اشکال در تعریف ازمقوله سلامتی در منطق بازار است که در” نظام سلامت بازار آزاد” سلامتی “کالا” قلمداد میشود و نه یک موهبت الهی و بالطبع مکانیزم های عرضه و تقاضا و قیمت بر چرخش آن حاکم خواهد بود و در چنین بازاری بر مبنای اصل تقسیم کار ارایه خدمت تخصصی تر یک اصل و تخصص زدگی یکی از الزامات این بازار خواهد بود که نظام سلامت ما را نه به اختیار بلکه به اجبار به سمتی هدایت کرده که سالها شاهد آنیم (فرو ریزی جایگاه طب عمومی).بی اخلاقی های موجود در چنین بازار مکاره ای نیز از خصلت های بد چنین بازاری است (زیر میزی و خدمات القایی غیر ضرور و …)استفاده غیر ضرور از تکنولوژی های گران روز در تشخیص و درمان بیماری ها به قصد سود آوری بیشتر باعث گردیده نوعی تشخیص و درمان مبتنی بر” ابزار”، جایگاه تشخیص مبتنی بر حاکمیت بالینی را انگونه غصب نماید که برای درمان بعضی بیماری ها بیمار دهک اقتصادی خود را یک پله از دست بدهد و به سمت خط فقر گام بر دارد. تنها با وجود عزمی ملی و نگاه و سازو کارهای سلامت محور بر بستر توسعه ای متوازن و پایدار میتوان نظام سلامت را به ساحل نجات رهنمون کرد.

شهرام آروین · می 27, 2014 در 9:19 ب.ظ

با سلام
آقای دکتر روزدار عزیز
نظام بیماری محور چه ارتباطی با بخش خصوصی در بازار سلامت دارد؟ اتفاقا درد نظام سلامت ما نادیده انگاشتن نقش ارائه دهنده خدمت در ارائه بهینه خدمت در یک مکانیسم رقابتی و بازار آزاد است! منتها مشکل بسیاری از جوامع کاپیتالیستی و سوسیالیتی و اروپایی و ایران این است که طب مکانیستی و دارو محور و درمان محور و ارتودوکس یکه تازی می کند نه طب یکپارچه مبتنی بر پیشگیری و مدیریت مصرف (Utilization Management) که بیمه ها از آن استقبال خواهند کرد. میتوان سازوکاری را طراحی کرد که در آن پزشکان (بالاخص بخش خصوصی) با سالم نگه داشتن مردم از راه پیشگیری و درمان بهینه آنها بیشتر از انتفاع اقتصادی برخوردار شوند تا از راه درمان های پر هزینه مدیکال و جراحی بیماری های پیشگیری نشده!! در این مسیر پزشکان عمومی بیشترین نقش را خواهند داشت! مشکل اتفاقا کالایی ندیدن سلامت است و نیز عدم رغبت بیمه ها در مشارکت طرح های سلامت محور. از جنابغالی و همکاران عزیز دعوت می کنم در باره MCO ها (Managed Care Organizations) و طرحهای نوین سلامت (Health Care Plans) مطالعه کنند.

باران بهکوش · می 28, 2014 در 2:40 ب.ظ

کالا دارای دو خصلت ارزش مصرف و ارزش مبادله است….ارزش مصرف یعنی یک کالا چقدر میتواند نیاز های یک فرد را مرتفع سازد(فارغ از کاذب یا واقعی بودن نیاز)….و ارزش مبادله یعنی که یک کالا با چه مقدار از یک کالای دیگر قابل معاوضه شدن است…..
حال اگر بیاییم و سلامت را کالا فرض بگیریم باید این دو خصیصه را در کالا وارگی سلامت مدنظر قرار بدهیم…..
از طرف دیگر کالا برای به فروش رسیدن نیاز به بازار دارد….و قانون بازار سود هرچه بیشتر است….خوب حالا بیاییم بازار سلامت،کالای سلامت و نقش آفرینان این بازار را تصور کنیم:

فردی ۲۵ ساله از سوزش معده در رنج است و به دنبال درمان هرچه بهتر خود است….در بازار سلامت چرخی میزند و ویترین رنگارنگ و تزئین شده پزشکان را نظاره میکتد….
از طرف دیگر پزشکان موجود در این بازار کالا های متنوع و رنگارنگ خود را(از دارو درمانی تا طب سوزنی)پشت ویترین مطب های خود به زیبایی آراسته اند….
فرد بیمار ما به علت عدم اشراف به علم طب و بر اساس شنیده های خود از دوستان و آشنایان به فوق تخصص گوارش مراجعه کرده و از پزشک مربوطه درخواست بسته کالای اندوسکوپی را میکند….

همکار گرامی جناب آقای دکتر آروین
به نظر شما قانون بازار سلامت در این مورد چگونه حکم میدهد؟؟؟

اگر نظام سلامت را بازار در نظر بگیریم و سلامت را کالا( با در نظر داشتن ارزش مبادله و مصرف کالا) پزشک سناریوی بنده بدون در نظر گرفتن اندیکاسون های اندوسکوپی و صرفا به دلیل در خواست بیمار و با تداعی جمله: “به من چه که کالای اندوسکوپی به چه درد بیمار میخورد؟؟؟!!!من فقط فروشنده این کالا هستم” در ذهن خود دست به اندوسکوپی بدون اندیکاسیون میزند!!!!

آقای دکتر،طب و سلامتی تک تک افراد جامعه با فروش کفش و لباس و خمیر دندون تفاوتی عظیم دارد….مارکتینگ سلامت عامل بسیاری از بدبختی هایی ست که گریبانگیر جامعه است….به قول آقای دکتر روزدار بازار مکاره ای که هرکس برای فروش کالای خود دست به هر دروغ و دغلی میزند….از حجامت و طب سوزنی و تاتو کردن تا پروسیچر های آنچنانی بدون اندیکاسیون…..
وای به حال جامعه ای که سلامتی افراد جامعه اش را نه یک امری ضروری برای زیست انسانی بلکه یک کالا بپندارد…..

دکتر امین الله روزدار · می 29, 2014 در 1:23 ق.ظ

با درود به دکتر آ روین عزیز و احساس خوشحالی از اینکه پس از یک وقفه یک ساله باز هم سعادت با من یار بود که نظرات شما را مجددا دریافت کنم و تشکرفراوان از اینکه صبوری میکنی و نوشته هایم را میخوانی و پاسخ میدهی.دکتر آروین گرامی بنده از واقعیات نظام سلامت کشورمان چنین بحثی را شروع کردم که از دهه هفتاد به این سو نظام سلامت ما به دلیل طرح تعدیل اقتصادی ریل عوض کرد و طرح خصوصی سازی در آن شروع شد که به طرح “خود گردانی “بیمارستانها نیز معروف گردید.نام طرح خصوصی سازی بودولی در اجرا به سوی دیگری رفت(طبق نظر منتقدین طرح) به گونه ای که بعضی آن را اختصاصی سازی و عده ای آنرا خصولتی(خصوصی –دولتی)سازی نامیده اند. به هر روی این اتفاقی بود که برای نظام سلامت ما افتاد.از جانب دیگر ارایه خدمات درمانی از قدیم الایام بر اساس استراتژی بیو مدیکال انجام میشد ه که اکنون نیز بر همان مسیر میباشد .در بخش بهداشت ما ارایه خدمات با اجرای طرح (پی-اچ-سی) تصویب شده در آلماتای قزاقستان مسیر دیگری دارد که بحثش اینجا نیست. خصوصی سازی در سلامت ره آوردش ایجاد بازاری شد که به دلیل طرف های در گیر در آن به شدت دینامیک است (.وارد کنندگان دارو/ وارد کنندگان وسایل پزشکی/تولید کنندگان کالای سلامت/ خریداران کالای سلامت) و بدلیل سود های سرشاری که در آن وجود دارد هر روز گروه های جدیدی را به خود جذب میکند.در چنین بازاری بنظر نظم خود انگیخته انگونه که” وون هایک” فیلسوف نولیبرال در راه بردگی خود میگوید برقراربوده و باز انگونه که در” سراب عدالت” خود مینویسد که عدالت یک امر پیشامدرن است و توجه به برقراری آن سرابی بیش نیست!! براستی در این بازار مصداق پیدا کرده است.جناب دکتر آروین عزیز بیمار انسان و شهروند با کرامتی است که از بد حادثه مریض شده است چرا باید برای درمان خود در بازار سلامت بعضی موارد یک پله فقیرتر شود و کرامتش خدشه دار گردد؟اگر براستی سلامت کالا محسوب شود و به عنوان کالا عرضه و تقاضا و قیمت بر ان حکمرانی کند آیا کسانی که توانایی پرداخت قیمت آنرا ندارند باید با درد خویش بسازندیا بایستی این بازار نظم و نظامی هم داشته باشد .اکنون به دلیل آزادسازی قیمتها سازمانهای بیمه گر توان خرید خدمات گران شده را ندارندو خرید راهبردی آنها نیز تا کنون عملی نشده است(بیمه های تهیدست و در نتیجه کم عمق) و همین عامل افزایش هر ساله” پرداخت از جیب” بیماران است. بازاریک نهاد اقتصادی است و بر اساس روابط درونی و بیرونی خود تنظیم میگرددو اساسا با مقوله بخش خصوصی رابطه ی تنگاتنگی نداردو رابطه اینهمانی بینشان حاکم نیست.آنچه جنابعالی به عنوان طب مبتنی بر پیشگیری و مدیریت مصرف که مبتنی بر (پی اچ سی )است از آن یاد کرده اید میتواند در صورت سازگاری با فرمبندی اقتصادی اجتماعی فرهنگی کشورمان بدیلی باشد برای ارایه خدمات خوب و موثردر بخش درمان ما.شاید سو گیری منفعت نگر (یوتیلیتیاریسم)که” بنتام” و” جان استوارت میل” انرا نمایندگی میکردند و در نگاه شما نیز جایگاه پر و پیمانی دارد نظر گاهی یکجانبه نگر باشد و به نظر نظام سلامت خوب از دیدگاه های دیگر چون لیبرالیسم مبتنی بر حقوق و نگاه جامعه نگر مبتنی بر عدالت در سلامت نیزبایستی سود ببرد.سلامت و سعادت برایت آرزومندم

شهرام آروین · می 31, 2014 در 8:40 ب.ظ

با سلام و عرض ارادت ویژه خدمت دکتر روزدار عزیز
۱- بیمار انسان و شهروند با کرامتی است که فقط از بد حادثه مریض نشده است!!! بلکه به دلیل عدم آگاهی، عدم مسئولیت پذیری و پیشگیری شخصی، عدم وجود مراکز طب پیشگیری، سبک زندگی نادرست،زمینه ژنتیکی و در پیش گرفتن رفتارهای بیماری زا نیز بیمار می شود.
۲- عرضه و تقاضا، نظام بازار و رقابت اگر در طب پیشگیری و سلامت محور و در مسابقه ارتقای شاخص های سلامت جامعه که برای بیمه ها جذاب می باشد، حاکم شود، می تواند نقش بسیار پر رنگ و موثر تر از دولت در عدالت سلامت و ارتقای کیفیت خدمات پزشکی و درمان بهینه ایفا کند!
۳- اگر طرف های درگیر در بازار سلامت انگیزه های اقتصادی خود را از طریق همراستایی با سود بیمه های درمانی با ارتقای شاخص های سلامت و پیشگیری پاسخ دهند، (که در فایده گرایی و نتیجه گرایی- که بنده طرفدار مطلق آن نیستم- نیز ترجمان خود را دارد چرا که امثال این مکاتب فقط سود کوتاه مدت مادی را در نظر ندارند بلکه به هر گونه سود و منفعت بلند مدت مادی و غیر مادی اجتماعی برای فرد نیز اشاره دارد)، شاهد رشد عدالت سلامت و ارتقای استانداردهای درمان و پزشکی خواهیم بود! آنگاه بتدریج شاهد کاهش مصرف گرایی دارو، تکنولوژی، جراحی، رزیدنتی و مدرک گرایی (!) چه از جانب ارائه کنندگان خدمت و چه از جانب مصرف کنندگان خواهیم بود!

دکتر امین الله روزدار · ژوئن 1, 2014 در 12:12 ب.ظ

با درود بی پایان به دکتر آروین گرامی و آرزوی بهروزی برای آن عزیز.دکتر آروین عزیز آنقدر خوب و هدفمند از عبارات و کلمات سود میبری که ناچار میشوم واکاوی مطالب و بحث را عمیقتر ادامه دهم شما از” نبود آگاهی انسانها” این قصد را داری که بگویی بیماری مقوله ای فردی است (اگر نه همه آن بلکه قسمت عمده بیمار شدنمان)و در حقیقت سلامت آنگونه که بهداشت جهانی (وضعیت خوب جسمی روحی و روانی برای افراد جامعه)جدیدا از آن یاد میکند امری فردی است(حد اقل قسمت عمده آن)و در حقیقت باید به سلامت و بیماری به صورت یک مقوله”زیست شناختی”نگاه کرد، در حالی که سلامتی و بیماری یک مقوله”زیست جامعه شناختی “است که توضیح خواهم داد و همینطور در مورد” آگاهی” آنرا هم یک مقوله ی فردی فرض کرده ای که این نقطه عزیمت برای تفسیر و تاویل “آگاهی” نیز نارسا است چرا که برای “آگاهی”ضمن آنکه فرد باید زیر ساخت سلولی مناسب، روابط تخصص یافته نورونی لازم،و دیگر ساز و کارهای لازم به لحاظ ساختمانی را دارا باشد یعنی ظرفش کامل و سالم باشد از این به بعد مظروف که همان” آگاهی” مورد بحث ماست با تولد و شاید هم قبل از آن شروع به ریخته شدن در این ظرف میکند. این مظروف دیگر فردی نیست گر چه در اختیار فرد قرار میگیرد، بعبارتی هستی “آگاهی”هستی اجتماعی است و به همین دلیل انسان را موجودی اساسا اجتماعی مینامند .مشکل و سوال بعدی آن است که .آیا این آگاهی که ناشی از شناخت پدیده ها بوده و اطراف ما را احاطه کرده است راستین است ؟آیا انسانها در پذیرش و قبول این آگاهی هااختیار دارند؟و یا اجبار؟یا هر دو ِآنها؟ آیا انچه به نام اختیار از انها یاد میکنیم اختیار هستند یا انتخاب؟ما انسانها نزدیک به چهار صد سال است که به مدرنیته وارد شده ایم و به الزامات چنین دورانی پایبند شده ایم و عقل را به عنوان مهمترین پارامتر مدرنیته پذیرفته ایم. هم به فرد گرایی روی اورده و هم به شدت خود را وابسته به اجتماع یافته ایم و از زیستن در جمع و با جمع ناگزیر بوده ایم .با این مقدمه سنگین و کسل کننده من چگونه میتوانم به عنوان یک فرد خود را از مضرات زندگی ماشینی که حاصل فعالیت جمعی ما انسانهاست رها کنم؟چگونه منوکسید کربن را تنفس نکنم چگونه بنزن ناشی از سوخت های فسیلی را استنشاق نکنم؟چگونه از فست فود که از الزامات جامعه ماشینیست سر باز بزنم؟چگونه از نامعلوم بودن فردای خود دچار اضطراب نشوم و آنوقت که راهها را بر روی خود بسته می بینم چگونه افسرده نشوم؟انسانی که ازصبح تا شام در معرض تبلیغات مدیا های پر قدرت و انحصاری و یکسویه خواه در فضای مجازی بمباران شده و سلول های وی سرکوب شده اند اختیاردارد که آنگونه که خود میخواهد زندگی کند؟پاسخ منطقی و بی غرضانه به این سوال خیراست و اکنون انسان گرفتار همان قفس آهنینی شده که ” ماکس وبر”می گو ید انسان خود آنرا ساخته وخود اسیر آن شده، رابطه فرد و اجتماع را “الکسی دوتو کویل” و” امیل دورکیم “دو جامعه شناس فرانسوی به خوبی تحلیل کرده اند پس به خوبی میتوان نتیجه گرفت که بیماری امری فردی نیست و در بیماری فرد نیست که مقصر است البته این به آن معنی نیست که در ایجادش فردمطلقا هیچ تقصیری ندارد خیر ولی وجه مسلط تقصیر به گردن فرد نیست..برای از بین بردن بیماریها باید فقر از بین برود باید به جنگها خاتمه داد باید امنیت را برای انسانها به ارمغان آورد.باید در مسیر بهروزی انسانها به بسط و گسترش تحصیلات و دانش و تعلیم وتربیت انسانها همت گماشت. باید به سمت توسعه ای متوازن و پایدار گام برداشت و باید زیست کره ی خود را سالم نگاه داشت.در باره عدالت در سلامت از نگاه “رالز”و سه نظر گاه رایج در سلامت یعنی نظر” سود نگر”ونظر” لیبرالیسم” خواهان حقوق و نگاه” جامعه نگر” مبتنی بر عدالت بعدا گفتگو خواهم کرد از اینکه خسته ات کردم عمیقا پوزش میخواهم.

شهرام آروین · ژوئن 2, 2014 در 6:10 ب.ظ

با درود به دکتر روزدار عزیز و تشکر از پاسخ های مبسوط تان
مقوله بحث ما را در زاویه فنی تری برایتان واکاوی می کنم:
اصولا در فرایند خدمات سلامت و پزشکی ۴ سطح پیشگیری مورد نظر است:
۱- پیشگیری اساسی (Primordial Prevention) که عموما در آن به بررسی، کشف و حذف عوامل و تعیین گرهای اجتماعی، اقتصادی، محیطی، روانی و غیره می پردازند. در واقع در این نوع پیشگیری ریسک فکتورهای بیماری ها را از زندگی آدمی دور می کنند! این نوع پیشگیری عموما از عهده فرد یا پزشک یا ارائه دهنده خدمات سلامت خارج است و وظیفه اصلی آن را دولتها و نهاد حکومت بر عهده دارد. بخش اعظم پاسخ شما معطوف به این نوع پیشگیری است که از عهده فرد عموما خارج است! هوای آلوده، آب آلوده، آلاینده های محیطی، صنایع غذایی ناسالم، فرهنگ نادرست سلامت، فقر، بار میکروبی اپیدمی ها و نارسایی خدمات بهداشتی از مثال های آن هستند.
۲- پیشگیری نخستین (Primary Prevention) که عموما به بررسی و کشف و دوری از عوامل بیماری زا در انسان می پردازد و تمرکز اصلی آن بر اصلاح رفتار فرد برای اجتناب از بیماری است. اصلاح سبک زندگی (تغذیه و فعالیت بدنی)، رعایت بهداشت فردی، اجتناب از مصرف دخانیات و مواد مخدر، واکسیناسیون و ارتقای آگاهی در باره سلامت از جمله عوامل آن است. مسئولیت اصلی این نوع پیشگیری بر عهده فرد و خانواده وی و ارائه دهنده خدمات پزشکی پیشگیری (مانند پزشکان عمومی و تیم پزشکی مراقبت های اولیه ) است که مسئولیت پذیری هر دو گروه را طلب می کند.
۳- پیشگیری دومین (Secondary Prevention) که در آن پس از بروز بیماری در فرد سعی می شود فرد را به وضعیت پیش از بیماری و تندرست برگردانند. بیماری در وضعیت قابل برگشت بدون ایجاد عوارض قرار دارد. مسئولیت اصلی این مرحله بر عهده ارائه دهنده خدمات پزشکی پیشگیری (مانند پزشکان عمومی و تیم پزشکی مراقبت های اولیه )، پزشکان متخصص و البته خود فرد و خانواده وی است. مراکز مربوطه نیز عموما کلینیک های طب پیشگیری و پزشک خانواده و در صورت لزوم مطب های تخصصی و بیمارستان ها هستند!
۴- پیشگیری سومین (Tertiary Prevention) که در آن بیماری عارضه بر جای گذاشته و هدف اصلی به حداقل رساندن رنج و عوارض بیماری در فرد است. مسئولیت اصلی این مرحله بر عهده پزشکان متخصص و فوق تخصص و نیز ارائه دهنده خدمات پزشکی پیشگیری (مانند پزشکان عمومی و تیم پزشکی مراقبت های اولیه ) و البته خود فرد و خانواده وی است. مراکز مربوطه نیز عموما کلینیک های طب پیشگیری و پزشک خانواده و مطب های تخصصی و فوق تخصصی، بیمارستان ها و مراکز فیزیوتراپی و پیراپزشکی هستند!
پیروز باشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.