بازي در زمين حريف/ دكتر مسعود جوزي

منتشرشده توسط rashtgps در تاریخ

m0212

۱- دوم اردیبهشت‌ همین امسال بود که دکتر سعید داودی، مشاور عالی «مرکز توسعه‌ی شبکه‌ی وزارت بهداشت»، اعلام کرد: «اجرای طرح پزشک خانواده در شهرها در سال ۸۷ قطعی شده و … قرار است بخش عمده‌ی این طرح در شهرها توسط بخش خصوصی اجرا شود. به‌همین علت نیازمند همکاری نزدیک سازمان نظام پزشکی، انجمن پزشکان عمومی و جامعه‌ی پزشکان هستیم.» ولی تنها ۳ ماه و ۵ روز پس از این اعلام، رییس همان مرکز، همکاری نهادهای صنفی و مشارکت بخش خصوصی را تلویحاً منتفی اعلام می‌کند. دکتر محمداسماعیل مطلق، بدون توجه به وعده‌های مشاور خود، در تشریح نحوه‌ی اجرای برنامه‌ی پزشک خانواده در شهرها می‌گوید برای ۵۰ میلیون نفر جمعیت شهری قرار است ۵ هزار مجتمع پزشک خانواده (هر مجتمع شامل ۴ پزشک عمومی) ایجاد ‌شود و در توضیح می‌افزاید بیش از ۴ هزار فضای فیزیکی دولتی از پیش در شهرها موجود است و باید فضاهای فیزیکی تامین اجتماعی، شرکت نفت و فرهنگیان را هم به این مجموعه افزود و باز هم اگر فضای دولتی کم بود، باید فضاهای جدیدی را خریداری کرد. این مسوول دولتی برای بخش خصوصی تنها یک نقش کوچک حاشیه‌ای قایل است: «ایده‌آل این است که در آینده بخش خصوصی نیز برای ایجاد مجتمع‌های پزشک خانواده وارد شود اما تا آن زمان باید دولت این مراکز را با تجمیع امکاناتی که در کل دستگاه‌های دولتی وجود دارد ایجاد کند.»
۲- گمانم تا این‌جا صورت مساله روشن باشد. وزارت بهداشت می‌خواهد طرح پزشک خانواده را با حداقل تصدی بخش خصوصی در شهرها اجرا کند. برای این کار ۵ هزار مجتمع درمانی پیش‌بینی شده است که برای بیش از ۴ هزار مجتمع فضای دولتی وجود دارد و برای بقیه هم تهیه خواهد ‌شد. حالا ایده‌آل این است که بخش خصوصی برای ایجاد چند مجتمع وارد شود؟ با این توضیحات، سهم بخش خصوصی نباید بیش از ۵۰۰ مجتمع (و حداکثر ۲ هزار پزشک شاغل در این طرح) باشد. لابد بقیه هم باید بروند در همان مجتمع‌های دولتی تا قرارداد یک‌ساله ببندند و در این صورت هم سرجمع اشتغال پزشکان عمومی در مجتمع‌های شهری پزشک خانواده (دولتی و خصوصی) از ۲۰ هزار شغل فراتر نمی‌رود. این در حالی است که تاکنون با اجرای این طرح در روستاها ۵ هزار و ۵۰۰ پزشک مشغول به کار شده‌اند و اگر ۲۰ هزار پزشک شهری را هم به این تعداد بیافزاییم، تنها به رقم ۲۵ هزار و ۵۰۰ پزشک شاغل در طرح پزشک خانواده در سطح کشور خواهیم رسید. در حال حاضر تعداد پزشکان عمومی کشور ۷۵ هزار نفر است و از آن‌جا که جمعیت تحت پوشش این طرح برای استفاده از خدمات بیمه‌ای دارو و درمان مجبورند تنها به پزشکان خانواده مراجعه کنند، با تکمیل اجرای این طرح در سال آینده ۵۰ هزار پزشک عمومی ورشکسته و بیکار خواهیم داشت که البته بر این رقم باید چند هزار پزشکی را که هر سال از دانشگاه‌های پزشکی داخل و خارج از کشور فارغ‌التحصیل می‌شوند افزود.
۳- سه سال و نیم از آغاز اجرای طرح پزشک خانواده می‌گذرد و در این مدت فعالان صنفی و مسوولان دولتی به زبان مشترکی برای ارزیابی و پیش‌بینی منافع و مضار آن دست نیافته‌اند. تابه‌حال فعالان صنفی بیشتر از زاویه‌ی اشتغال و معیشت پزشکان عمومی بر این طرح تاخته‌اند و مسوولان دولتی- فارغ از این دغدغه- تنها بازسازی نظام معیوب سلامت را بهانه کرده‌اند، ولی حالا که مقامات مربوطه نشان داده‌اند به‌هیچ‌وجه غم معاش پزشکان را نمی‌خورند، شاید بهتر باشد برای دستیابی به یک زبان مشترک، نمایندگان صنفی جامعه‌ی پزشکی (انجمن پزشکان عمومی و نظام پزشکی) بازی را به زمین حریف بکشانند.
۴- ما ادعا داریم که می‌توان بدون ضربه به اشتغال و معیشت جامعه‌ی پزشکی- که بحران‌های عدیده‌ی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و … ایجاد می‌کند- نظام سلامت را سامان داد. اما اثبات این ادعا تنها با شعار ممکن نیست، باید طرحی جایگزین ارایه کرد. درست است که ما در ایجاد بحران اشتغال فعلی نقشی نداشته‌ایم؛ درست است که ما برای هر هزار نفر جمعیت یک پزشک تربیت نکرده‌ایم که چند سال بعد بگوییم برای هر ۲ هزار و ۵۰۰ نفر یک پزشک کافی است؛ ولی حالا که بحران‌سازان سابق و لاحق خود را کنار کشیده و حتی تصوری از فاجعه‌ی پیش رو ندارند، این وظیفه‌ی ماست که خود را به تیم اصلاح نظام سلامت تحمیل کنیم.
۵- ارایه‌ی یک طرح جایگزین کارآمد و ارایه‌ی بازی «برد- برد» در برابر دست‌اندرکاران این نظام به یک بازوی کارشناسی قوی نیز نیاز دارد که ظاهراً فعلاً در اختیار جامعه‌ی صنفی ما نیست. ولی نباید بودجه و دانش لازم تا ابد در انحصار مسوولان دولتی باشد. برای رسیدن به این هدف باید از تمام ظرفیت‌های قانونی موجود بهره برد و شاید یکی از امکانات در دسترس، کمیسیون بهداشت و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی باشد. در مجلس فعلی ریاست کمیسیون بهداشت را رییس کل بزرگ‌ترین نهاد صنفی ما برعهده دارد و جالب این‌که هر دو وزیری که یکی پزشک انبوه تولید کرد و دیگری بنا‌ی طرح پزشک خانواده را کج گذاشت در این کمیسیون حضور دارند.
۶- به‌نظر می‌رسد عاجل‌ترین اقدام صنفی ما تعامل با کمیسیون بهداشت باشد تا هم نقشی در بازسازی نظام سلامت (و ارزیابی و اصلاح طرح پزشک خانواده) برعهده گیریم و هم از انفجار بمب بیکاری پزشکان عمومی جلوگیری کنیم.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.